♥☆منتظــر مـهـدی☆♥

او خواهد امــــد

مثل هر بار براي تو نوشتم :

دل من خون شد ازين غم ، تو کجايي ؟
و اي کاش که اين جمعه بيايي !
دل من تاب ندارد ،

همه گويند به انگشت اشاره ،
مگر اين عاشق دلسوخته ارباب ندارد ؟
تو کجايي ؟ تو کجايي ...
و تو انگار به قلبم بنويسي :
که چرا هيچ نگويند
مگر اين منجي دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غريب است ؟
و عجيب است
که پس از قرن و هزاره
هنوزم که هنوز است
دو چشمش به راه است
و مگر سيصد و اندي نفر از شيفتگانش ، زياد است
که گويند
به اندازه يک « بدر » علمدار ندارد !
و گويند چرا اين همه مشتاق ، ولي او سپهش يار ندارد ...
 

جان جانان ...
جواب نامه فوري ...

 


|شنبه 26 اسفند 1391
|12:53 | محب صاحب زمان علیه السلام| ارسال نظر(0) |

De$ign | کافه حجاب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران