♥☆منتظــر مـهـدی☆♥
او خواهد امــــد
بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی
بهش گفتم: امام زمان(عج) رو دوست داری؟ گفت: آره ! خیلی دوسش دارم گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟ گفت: آره! گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟ گفت: خب....دوست داشتن امام زمان(عج) به ظاهر نیست ، به دله گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد گفت: چرا؟ براش یه مثال زدم: گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله......... دیدم حالتش عوض شده
می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟ گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه گفتم: پس حجابت....
اشک تو چشماش جمع شده بود با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره از فردا دیدم با چادر اومده بهش واسه امتحان گفتم چی شدبامانتومناسب هم میشه حجاب رو رعایت کرد!!! خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چادر رو بیشتر دوست داره گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخند می زنه.. میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند. چـــــآدرم! وقتـــی کـــه در حريــمِ تـــو مَحبـــوسـم کسی که زیبایی اندیشه دارد، زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد (شهید مطهری)
پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت: بچه ها به شریفی بسپریم لازم نیس امروز کلاس رو جارو بزنه (خنده کلاس) دختر خیلی جدی و آروم برگشت و رو به پسر گفت: پس کی میخواد تو رو جمع کنه!؟ همون صداها این بار بلندتر خندیدن!! آهای دختر سرزمین من . . . معلوم هست کجایی خیلی وقت است تو را گم کرده ایم !!! دختر سرزمین من احساس میکنم این روزها معنای زیبایی را گم کرده ای باور کن زیبایی در چشمهای امانتیه رنگ روشن و لبهای برجسته کرده سرخ نیست باور کن هر چه قدر هم دماغت را کوچک کنی و سر بالایش کنی زیبا نخواهی شد ملاک های زیباییت را تغییر بده زیبایی ظاهری هر فرد همانیست که خداوند در وجودش قرار داده زیبایی ظاهر زمانی به چشم خواهد آمد که تو قلب پاکی داشته باشی این حرف شعارنیست هرگز آنوقت همه تو را زیبا خواهند دید دختر زیبای سرزمین من از صمیم قلب برایت آرزو میکنم زیبایی حقیقی گم شده ات را دوباره پیدا کنی به خدا آی شیعه ها!! آقامون میادبه خدا طرفدار ما بی کسا میاد آقا جون به خدا ما غریب شدیم پسر فاطمه!به خدا شیعه ها بی کس شدند آقا جون هر کس برسد تو سرمون میزنه آری همین است دیگه هرکی آقاش بالا سرش نباشه تو سرش میزنند قربانت بشم بسه دیگه. حجه ابن الحسن !!! پسر فاطمه!!!!دوستانت افسرده شدند.مهدی قرآن!طرفدارات دل شکسته شدندخودت از خدا بخواه که فرجت رو نزدیک کنه فراق خودمان کم است دشمن هم ما راسرزنش میکنه ومیگه اگه آقا داشتید می یومد. آقا جون بچه هامون جوون شدند وجوونامون پیر شدندیه مشت از پیر مردامون مردن وآخرهم تورو ندیدند یه بچه کوچولو دیروز توی دعای ندبه کلمه ای گفت که پریشان بودم پریشان ترم کرد یه بچه ی ده دوازده ساله بود که گفت: این جمعه آقا میاد یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حجه ابن الحسن (عج)!!!ببین بچه ها چی میگن !!!!!!؟؟؟؟ آقاجان آقاجان آقاجان!!! بچه جون چرا ناراحتم کردی؟داغ خودم کم است هی نمک روی زخم دلم میپاشی قربانت بشم یه عمره سر راهت نشسته ام به هر کس که می رسم میگم ناامید نباش آقا میادمنتظر باش آقا میاد یابن الحسن ۱آقاجان ما که مردیم.......!!!!!!!!!!! الهم عجل لولیک الفرج بيا مهدي و از عشقت کاشانهاي در دلم بساز و محبت خويش را چراغ خانهام ساز و بيا و جغد حسد و کينه را از وجودم دور کن و دلم را همچون کبوتري سپيد بال به اوج سعادت ببر و مرا در صف يارانت بپذير آیا از سرزمین یاسها آمدهای كه عطر نفسهایت از فرسنگها جانمان را مینوازد؟! عزیزفاطمه! آقای پر از احساس! با کدامين رو، روز شمارش باشيم راز اين رنج ناتمام قبيله تمام ميشود، غصه نخور با صدای زیبای آقای علی فانی




















و جنسش عوض نمی شود ...
و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...
و تو مرا داری ...برای همیشه!
چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...
چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...
می خواهم شاد باشی ...این را من می خواهم ...
تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.
من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.
شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
پروردگارت ...
با عشق
آزاد تريــنم...! رهــــآترينـــم
از قيـــد ِ اســـآرتِ ايــن تَن ِ خـــآکــي ....![]()


دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته; لبه چادرش روی زمین کشیده میشد![]()


![]()
![]()
![]()
حجاب؛
همان چادری بود که پشت درِ خانه سوخت؛
ولی از سرِ فاطمه «س» نیفتاد ...![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
يه دختر چادری با دوستای بی حجابش بیرون میرن؛
یكی از دوستاش بهش میگه دیونه ای تو این گرما چادر می پوشی؟ ببین ما رو ...
گفت:
كی رو تا حالا دیدی رو پیكان 48 چادر بكشه؟![]()
اخ ببخشید باز جنسیتت را فراموش کردم !
پسر سرزمین من ,
دیروز مردان غیورسرزمینم مردانه در میدان میجنگیدند...
امروز داری توی آرایشگاه ها ابرو بر میداری ، مو رنگ میکنی ، دماغت را سر بالا میکنی درجستجوی .....هستی!!!!!
اهای پسر سرزمین من . . .
دخترااااااااااااان سرزمین من نیاز به مردی دارند که محکم باشد ، قوی باشد در سختی ها ،
در دشواری ها همراه و همیارشان باشد انقدر قوی وغیور باشد ....
که همه دنیا در برابرش کم بیاورد...
اهای پسر سرزمین من. . .!!!!!!! 



یا از سرزمین آیینهها آمدهای كه صداقت در كلامت موج میزند...؟!
چشمان پرگناه ما هرگز تو را ندید. امّا با قلبمان تو را همیشه احساس میكنیم.
سلالة زهرا!
از دلتنگی زیاد گفتهایم و زیاد شنیدهای امّا مسئله این است آیا باور كردنش برایت
آسان است یا دشوار!
آقای لحظه های پرالتهاب من!
جهان در پشت میلههای زندان «چه كنم»گرفتار است و زمین با همة وجود خود
«ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت أیدی الناس» را احساس میكند.
مهربانتر از باران!
كودكان فقیری را در سرزمینهای غنی غارت شده بارها دیدهام كه حتی به اندازة
یك نفس كشیدن به آینده امیدی ندارند. فرزندانی كه از درد لاغری وگرسنگی
به سادگی میشود دندههای نازك آنها را شمرد.
من مادرانی را دیدهام كه فرزندان خود را در قنداقهای پر از گلهای سرخ میپیچند
امّا به جای گهواره آنها را در گوری سرد مینهند و به جای لالایی نشید زار میخوانند.
من آوارگان پر از خاك و نیاز را كه با هزاران بیم و امید به سرزمینهای همسایه
میگریزند و از مرگ به سوی تحقیر میشتابند را بارها دیدهام.
تنهاترین مرد خدا!
من عروسكهای بچههای همسایه (فلسطین) را كه چشمانش خون
و دستهایش تیغ آتش است كه میبینم از عروسكهای مخمل خودم میترسم.
من تازه عروسان بیوه شده و عمر یك روزة نوزادانی را كه سالها در انتظارشان
بودهاند میفهمم. من چنگالهای بیرحم نامردان عالم كه بر جوانی جوانان ما
چنگ میاندازد را میبینم.
من قلمهایی را كه تو را افسانه میخوانند میدانم.
یاور افلاكی من!
انگار هنجرة هنجارهای اسلام را غبار حرص و غفلت مسلمان آزار میدهد
و من هنوز هم متحیّرم كه خدا چقدر صبور است!
شاهد دادگاه عدل!
بگذار تا اعتراف كنم كه اگر به اندازة جرعهای عاشقت بودیم میآمدی.
نیستیم كه نمیآیی...
حكومت عشق در مملكتی علَم میشود كه مردمش عاشق باشند؛
آری ما فقط عاشقی را «شعار» دادهایم و بس.
مهربانا! مگذار تسبیح نگاهمان از فرط جدایی دانه دانه شود...
اللّهمّ بلّغ مولانا الإمام الهادی المهدی(عج)

عصر ها منتظر صبح وصالش باشيم
سالهاست که منتظر سيصد و اندي مرد است
آنقدر مرد نبوديم که يارش باشيم...
روزي اين فريادهاي گدازنده روي شاخه هاي زيتون
جوانه ميزند و پايت را روي پله هاي خورشيد ميگذاري
براي چه غصه ميخوري؟ مي آيد...
اين برترين شب سال که فرشته ها به زمين مي آيند، زير
سايه کلمات نوراني قرآن مي ايستيم تا دنبال خودمان بگرديم
مرا اين جمعه هاي سرگردان که چشم هايشان به جاده انتظار
سفيد شد مدام دعاي فرج ميخوانم
اللهم عجل لوليک الفرج...
چه شبها که زهرا
دعا کرده تا ما
همه شيعه گرديم و بي تاب مولا
غلامي اين خانواده دليل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسيرت مشخص؛ اميرت مشخص؛ مکن دل دل، اي دل بزن دل به دريا
| De$ign | کافه حجاب |


