♥☆منتظــر مـهـدی☆♥

او خواهد امــــد

                       

سلام وارث تنهای بی نشانی ها!
خدای بیت غزل های آسمانی ها!

نیامدی و کهنسال‌هایمان مُردند
درآستانه ی مرگ‌اند نوجوانی‌ها

چقدرتهمتِ ناجور بارمان کردند
چقدرطعنه که: ((دیوانه‌ها! روانی‌ها!


کسی برای نجات شما نمی‌آید
کسی نمی‌رسد از پشتِ ندبه‌خوانی‌ها))

مسیحِ آمدنی! سوشیانس! ای موعود!
تو ـ هرکه هستی از آن‌سوی مهربانی‌ها!

بگو به حرف بیایند مردگانِ سکوت
زبان شوند و بگویند بی‌زبانی‌ها

هنوز پنجره‌ها باز می‌شوند و هنوز
تهی است کوچه از آوازِ شادمانی‌ها

و زرد می‌شود و دانه‌دانه می‌افتد
کنار پنجره‌ها برگِ شمعدانی‌ها... 


|دوشنبه 26 تیر 1391 |23:12 | xn--mgbaa0agb7mnagb| ارسال نظر(0) |

De$ign | کافه حجاب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران