♥☆منتظــر مـهـدی☆♥

او خواهد امــــد


پول ها و طلاهاش رو داد و خداحافظی کرد ...

 

داشت از در ستاد پشتیبانی جنگ می رفت بیرون که مسئول ستاد گفت :

 

مادر ، رسیدتون رو نمی گیرین ؟!

 

پیرزن لبخندی زد و گفت :

 

من برای دادن شوهر و دو تا پسرم از کسی رسید نگرفتم ،

 

اینا که دیگه چیزی نیست ...

 


|شنبه 26 اسفند 1391
|12:54 | محب صاحب زمان علیه السلام| ارسال نظر(0) |

De$ign | کافه حجاب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران