♥☆منتظــر مـهـدی☆♥

او خواهد امــــد


جلوی مادر با ادب می نشست و می گفت:

_ من رو بیشتر دوست داری یا خدا رو ؟!

مادر : خب معلومه ، خدا رو !

_ امام حسین علیه السلام رو بیشتر دوست داری یا خدا رو ؟!

مادر : امام حسین علیه السلام رو هم برای خدا می خوام !

_ پس راضی هستی که من شهید بشم ... فدای امام حسین علیه السلام بشم ؟!

 ...

 

اینجوری مادرش رو راضی کرد و رفت ... رفت و فدای امام حسین علیه السلام شد ...


منبع : کبوترانه پريديد ، خوش به حال شما

 


|شنبه 26 اسفند 1391
|12:54 | محب صاحب زمان علیه السلام| ارسال نظر(0) |

De$ign | کافه حجاب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران