♥☆منتظــر مـهـدی☆♥
او خواهد امــــد
پشت میدان مین زمین گیر شدیم
چند نفر رفتند معبر رو باز کنند
یه نوجوان بسیجی چند قدم که رفت،برگشت
فکر کردم ترسیده...
پوتیناشو دادبه یکی و گفت:
((تازه از تدارکات گرفتم ،بیت الماله حیفه...))
پا برهنه رفت...
|دوشنبه 07 اسفند 1391
|13:26 | xn--mgbaa0agb7mnagb|
ارسال نظر(0)
|
| De$ign | کافه حجاب |
